بنده ی شهوت ندارد خود خلاص
تحلیل داستان شاه و کنیزک در مثنوی مولوی
بخش اول ، بخش دوم ، بخش سوم :
دهم
این که اگر این مصراع را «نیست وش باشد خیال اندر روان» چنین تأویل کنیم که غرض از روان، شاه و غرض از خیال، عنایت غیبی در تجسم طبیب الهی است، از واقعیت دور نشده ایم، بویژه که سخن از کیفیت تجلی عنایت الهی بر شاه است (همان: 1/68-73)یازدهم این که بسیاری از صاحب نظران این رمز را پذیرفته اند.این نکته که معنی می تواند در مظهر یک انسان تجسم و تحقق یابد، در مثنوی نمونه ها دارد و به کرات و در تعابیر و الفاظ گوناگون نمود یافته است(1). از جمله در همین داستان، «عکس مه رویان بستان خدا» در صورت شاه تجسم و تحقق می یابد. پس بدون تردید می توان مدعی بود که روح در جامه ی شاه در این داستان تجسم یافته است و هم این که مولوی با آرایش و پیرایش یک حکایت کهن، گزینش و گزارشی مطلوب و مطابق مراد خویش کرده است که بتواند تعلیمات و اندیشه های وی را در باب نفس و جان، تلقین کند و تجسمی عینی دهد. بدین جهت، داستان را دقیق و کامل به عناصر لازم آراسته است.
دلیل آخر این که در داستان، آنجا که از طبیب غیبی و کنیزیک و نشانه های بیماری عشق سخن می راند، داستان را چنان به پیش می برد که می توانیم به جای طبیب غیبی و شاه و کنیزیک، شمس تبریزی و مولوی و جاه دنیویِ او قبل از آشنایی با شمس را ملاحظه کنیم و از این انطباق، تحقق عنایت غیبی را در وجود شمس تبریزی مجسم ببینیم که شامل احوال مولوی شده است.( 2) این ابیات زیر مؤید این معنی است:
فروردين نام نخستين ماه و فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماري اعتدالي خورشيدي است.در اوستا و پارسي باستان فرورتينام,در پهلوي فرورتين و در فارسي فروردين گفته شده که به معناي فروردهاي پاکان و فروهرهاي ايرانيان است.بنا به عقيده پيشينيان,ده روز پيش از اغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته,براي سرکشي خان و مان ديرين خود فرود مي آيند و ده شبانه روز روي زمين به سر ميبرند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهاي نيکان,هنگام نوروز را جشن فروردين خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمين هستند و بامداد نوروز پيش از بر آمدن آفتاب,به دنياي ديگر مي روند.
شرحی است بر بعضی ابیات مثنوی از شیخ 