سایت شیک پوشان مدفا

بهار و نوشدن را دوست دارم

بهار و نوشدن را دوست دارم  taknaz.ir
لطفـــا برای خوانندگان ما از خود و خانواده محترم‌تان بیشتر بگویید.
خداویسی: بهزاد خداویسی متولد 12/1/1344 در تهران هستم؛ خیلی دوست داشتم جایی غیر از تهران به دنیا می‌آمدم تا هر وقت از من می‌پرسند اهل کجایی خودم را منتسب به قوم خاصی معرفی کنم. اصولا خیلی خوب است که انسان به جز زبان فارسی لهجه و گویش خاصی را هم بلد باشد. البته اجداد من اهل کاشان هستند. برای من خیلی کم تولد می‌گیرند چون روز تولدم در تعطیلات نوروز و قبل از سیزده بدر است. ما هشت برادر و سه خواهر هستیم که من فرزند آخر خانواده هستم. سال 1366 ازدواج کردم که ثمره آن دو فرزند است. دخترم تیده‌آ و پسرم آریامن. خانواده‌ام سال‌هاست که برای زندگی به فرانسه رفته‌اند و من هم هر از گاهی به آنها سر می‌زنم.
چطور شد که بهزاد خداویسی وارد دنیای هنر شد و سرنوشت او در عالم سینما رقم خورد؟
خداویسی: علاقه درونی من به هنر، از کودکی به‌وجود آمد و احساس آرامشی که با هنر داشتم برایم خیلی جذاب بود، به طوری که از همان کودکی فعالیتم را آغاز کردم و حتی در نه سالگی جلوی دوربین رفتم. 
می‌توان اینطور گفت كه بازیگری شغل شما محسوب می‌شود؟
خداویسی: من در این رشته تحصیل کرده‌ام و لیسانس بازیگری و کارگردانی و فوق لیسانس تهیه و تولید دارم و در واقع همه وقت و زندگی من صرف این کار می‌شود و کار دیگری جز این ندارم؛ باید بگویم منبع درآمد من از همین راه است.
ملاک شما برای‌ انتخاب‌ یك‌ نقش‌ شامل چه‌ فاكتورهایی‌ می‌شود؟
خداویسی: فیلم نامه برایم خیلی مهم است و گروهی که قرار است با هم کار کنیم.
از فعالیت جدید خود بیشتر بگویید.
خداویسی: در حال نگارش چند فیلم نامه هستم تا در سال آینده برای ساخت اولین فیلم بلند خود از آن بهره ببرم همچنین در حال بازی در فیلمی به نام بند آخر هستم که در قشم فیلمبرداری می‌شود.
ماندگارترین نقش یا سکانسی که بازی کرده‌اید؟
خداویسی: هر وقت سریال سرنخ را می‌بینم خاطرات خوبی برایم تداعی می‌شود و احساس خاصی پیدا می‌کنم.
رابطه شما با فرزندان‌تان؟
خداویسی: خیلی خوب است. با اینکه از هم دور هستیم ولی یک تله پاتی قوی بین ما وجود دارد كه دل‌های ما را به هم نزدیک می‌کند.
دوری از خانواده برای‌تان سخت نیست؟
خداویسی: خب چرا، ولی همیشه با هم در ارتباط هستیم. از طرفی از آنجا كه من همیشه سر کار هستم اگر آنها اینجا بودند بازهم شرایط طوری بود که زیاد کنار هم نبودیم.
از ســـنت‌های نوروزی کدام یک را بیشتر دوست دارید و به آن پایبند هستید؟
خداویسی: سنت‌های نوروز را خیلی دوست دارم. اصولا فصل بهار و نو شدن احساس بسیار خوبی در من ایجاد می‌کند. دید و بازدیدهای عید و عیدی دادن و سفره هفت سین همه اینها از سنت‌های بسیار خوب و ماندگارما ایرانیان است.
مهمترین اتفاق و رویدادی که در سال 87 برای شما رخ داد؟
خداویسی: بهترین آن قبولی دخترم در دانشگاه و البته رشته پزشکی و بدترین آن شکستن دست پسرم بود.
مهمترین برنامه شما برای سال 88؟
خداویسی: همه تلاشم را می‌کنم تا اولین فیلم بلند خود را بسازم.
برنامه شما برای نوروز 88؟
خداویسی: خوب مسلما برای دیدن خانواده به فرانسه می‌روم.
در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.
خداویسی: از مجله خوب و متنوع شما سپاسگزارم.

اکبر کریمی
مجله خانواده سبز

پایگاه فرهنگی هنری تکناز

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 21 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • گفتگو با عمو قناد ( مجری فیتیله جمعه تعطیله)

    مجید قناد یا همان عمو قناد، لیسانس كارگردانی و بازیگری از دانشگاه تهران دارد. عشق و علاقه به كودكان او را به سوی برنامه‌سازی و اجرا برای كودكان كشانده است.
    قناد در حال حاضر مجری، بازیگر و تهیه‌كننده فیتیله است؛ برنامه‌ای كه در طول 8‌‌7 سالی كه از ساخت آن می‌گذرد، همچنان محبوبیت دارد.
    آقای قناد از فیتیله بگویید. فیتیله یعنی چه؟

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 11 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • تلخ ترین اتفاق زندگی نسرین خسروانی بازیگر محبوب ایرانی

    نسرین خسروانی : ترمز راننده مرا به تیغ جراحی سپرد

    نسرین خسروانی را در نقش زری در سریال «روز حسرت» می‌شناسیم. او بازیگری را از سال 1372 از گروه تئاتر برگ سبز اصفهان شروع كرد و برای اولین بار با فیلم «روی خط مرگ» به كارگردانی شفیع آقامحمدیان جلوی دوربین سینما رفت.
    خسروانی كاملا اتفاقی وارد دنیای هنر شد، ولی او خیلی زود توانست توانایی‌هایش را به اثبات برساند و به كار هنری‌اش ادامه دهد. طوطیا، تیك، غوغا، پاورچین، ولایت عشق، روزگار غریب، عشق سال‌های جنگ، مهر خاموش و… از جمله كارهای اوست. او این روزها برای 2 كار «مهر و خون» به كارگردانی حسین سحرخیز و «توطئه فامیلی» به كارگردانی رامبد جوان قراردادهایی امضا كرده است و این‌طور كه خودش پیش‌بینی می‌كند، هفته‌های آتی، روزهای پركاری خواهد داشت.او می‌گوید: حدود 6 سال پیش بود. سوار تاكسی شده بودم تا به محل كارم بروم. آن روز من بدون این‌كه حواسم به بستن یا نبستن كمربند ایمنی باشد در صندلی جلوی خودرو نشسته و در افكارم غرق بودم. این خودرو در اتوبان نیایش باسرعت مجاز و معمولی در حال حركت بود و من هم از پنجره خودرو، بیرون را نگاه می‌كردم. فقط برای یك لحظه یا شاید برای چند صدم ثانیه متوجه شدم راننده ترمز محكمی گرفت و من با صورت به شیشه جلوی ماشین خوردم و بعد دیگر چیزی نفهمیدم. راننده تاكسی ترمز گرفته بود، چون تعدادی ماشین با سرنشین‌های جوان در اتوبان نیایش در حال كورس بودند و راننده تاكسی برای این‌كه با آنها برخورد نكند مجبور شده بود ماشین را كنترل كند.وقتی از ماشین پیاده شدم باز متوجه نبودم كه چه اتفاقی افتاده و همه به من می‌گفتند خانم صورتتان خونی است. بعد از چند ساعتی كه به خودم آمدم، دیدم صورتم از چند ناحیه دچار پارگی شدیدی شده، به طوری كه كنار چشمم هم پاره شده بود. بعد از آن جریان من بارها تحت عمل جراحی قرار گرفتم و فقط چند جراحی روی چشمم انجام گرفت.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 9 آگوست 2011
  • بدون نظر